عشق الهی
عشق
هر گاه عشق به سوي شما اشاره کند از او پيروي کنيد
اگر شما را با بالهايش در آغوش بگيرد از او پيروي کنيد
هر چند شمشيري که در ميان پرهايش نهفته است بر شما زخم وارد سازد
اگر عشق با شما سخن بگويد او را باور کنيد
هر چند صدايش روياهايتان را آشفته سازد
هرگاه عشق به شما رهايي بخشد به صليبتان مي کشد
عشق شما را همچون يک دسته گندم در آغوش مي کشد
آنگاه شما را مي کوبد تا از پوسته درآييد و عريان شويد
در غربال مي کشد تا رهايي يابيد و آسيابتان مي کند
تا مانند برف سفيد شويد
و با اشکهايش خميرتان مي کند تا نرم گرديد
آنگاه شما را به آتش مقدس خويش مي سپارد
تا نان مقدس و آسماني شويد
اگر بيمناک شويد و تلاشتان در عشق تنها براي آسايش و لذت محدود است
پس بهتر است برهنگيتان را بپوشانيد و
از خرمن گاه عشق بيرون آييد
عشق چيزي جز خودش نمي دهد و چيزي جز خود نمي ستاند
عشق چيزي ندارد و نمي خواهد از آن ديگري باشد زيرا به خود بسنده است
اما شما هر گاه عاشق شويد مگوييد :
« خداوند در قلب ماست »
بهتر است بگوييد :
« ما در قلب خداييم »
پيامبر- جبران خليل جبران
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت توسط من
|


